ذریف تصویر معنی ذریف متضادها زمخت، خشن، ضخیم لغت نامه دهخدا ذریف. [ ذَ ] ( ع مص ) ذرف. ذروف. ذرفان. تذراف. رجوع به ذروف شود. || ( اِ ) اشک روان. کلمات مرتبط مذروف ذروف مذارف گزارش محتوای نامناسب