ذخی تصویر معنی ذخی لغت نامه دهخدا ذخی. [ ذَخ ْی ْ ]( ع مص ) واخیده شدن پشم به کمان ندّافی. ( منتهی الارب ). محلوج شدن پشم با کمان حلاّج. || شتابی کردن. ( منتهی الارب ). || ذَختهم الرّیح؛ رسید به آنها باد و نیست ایشان را از آن پرده و مانع. کلمات مرتبط تشویذ وجوبه طبج ذ ابت قماء