دیافرغما

مترادف‌ها

دیافراگم، پرده

لغت نامه دهخدا

دیافرغما. [ رَ ] ( معرب، اِ ) دیافراگم. حجاب حاجز. ( شفاء چ تهران ص 481 ). حجاب مستعرض میان قلب و معده. ( یادداشت مؤلف ): و دوار یعنی سرگشتن دلیل آن است که ماده ای اندر حجاب است که به یونانی دیافرغما گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به دیافراگم و حجاب حاجز و تشریح الجواهر میرزاعلی ص 274 شود.

فرهنگ فارسی

دیافراگم.

جمله سازی با دیافرغما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشک متخصص پس از انجام معاینات دقیق، توضیح داد که انقباضات منظم دیافرغما نقش بسیار حیاتی در فرآیند تنفس و ورود اکسیژن به ریه‌های بیمار دارد.

💡 در حین انجام عمل جراحی، جراح با دقت بسیار زیاد به بررسی بافت‌های حساس ناحیه دیافرغما پرداخت تا از بروز هرگونه آسیب احتمالی به سیستم تنفسی جلوگیری کند.

💡 مطالعه دقیق آناتومی بدن انسان نشان می‌دهد که دیافرغما عضله اصلی است که باعث می‌شود قفسه سینه برای دم و بازدم تغییر شکل لازم را پیدا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران