لغت نامه دهخدا
درغوانگوشت. [ دَ رِ اَ ] ( اوستائی، ص مرکب ) دراز انگشت. ( از فرهنگ ایران باستان ص 78 ). درازدست. رجوع به درازدست شود.
درغوانگوشت. [ دَ رِ اَ ] ( اوستائی، ص مرکب ) دراز انگشت. ( از فرهنگ ایران باستان ص 78 ). درازدست. رجوع به درازدست شود.
اوستایی دراز انگشت دراز دست