لغت نامه دهخدا
خرتبرت. [ خ َ ت َ ب ِ ] ( اِخ ) نام دیگر حصن زیاد است که دراخبار بنی حمدان موضع آن به اقصای دیاربکر از بلاد روم معین شده است بین خرتبرت و ملطیه دوروزه راه و نهرفرات فاصله است. این نام ارمنی است و اسامةبن منقد در شعر خود آنرا نام برده است منتها با حذف تاء بجهت ضرورت شعری:
بیوت الدور فی خرتبرت سود
کستها النار اثواب الحداد.( از معجم البلدان ).در نزهةالقلوب این شهر از اقلیم چهارم آمده با آب و هوای خوب وحقوق دیوانی دویست وپانزده هزار دینار. ( نزهةالقلوب ص 96 ).