حفول
لغت نامه دهخدا
حفول. [ ح ُ ] ( ع مص ) حفل و حفیل در تمام معانی. ( از اقرب الموارد ). رجوع به حفل و حفیل شود.
حفول. [ ح َ ] ( ع ص ) ( نعت فاعلی ) ناقة حفول؛ ناقه بسیار شیر در پستان. ( از اقرب الموارد ).
حفول. [ ح َ وَ ] ( ع اِ ) درختی است مانند درخت انار ثمر آن مانندآلو و تلخ باشد و آنرا خورند. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با حفول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مردم در ایام عید با شادی و ذوق فراوان به برگزاری مختلف حفول و جشنهای محلی میپردازند تا با هم پیوندهای اجتماعی خود را تقویت کنند.
💡 در دوران باستان، برگزاری حفول بزرگ و باشکوه نشانهای از قدرت و شکوه پادشاهان و اشراف بود که با حضور بزرگان در آن انجام میشد.
💡 موسیقی سنتی و رقصهای محلی نقش بسیار مهمی در زیبایی و شور و هیجان حفولهای مردمی در روستاهای دورافتاده و مناطق مختلف کشور ایفا میکنند.