جوائف

مترادف‌ها

شکم‌ها، درون‌ها

متضادها

پر، ممتل

لغت نامه دهخدا

جوائف. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جائفة، بمعنی نیزه که بدرون برسد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به جائفه شود.
- جوائف النَّفْس؛ درون ژرف قرارگاه روح. ( منتهی الارب ). ما تقعر من الجوف فی مقار الروح. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران