جنع

متضادها

تفرق، پراکندگی

لغت نامه دهخدا

جنع. [ ج َ ن َ ] ( ع اِ ) گیاه ریزه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جنیع. ( منتهی الارب ). رجوع به جنیع شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران