جعماء

لغت نامه دهخدا

جعماء. [ ج َ ] ( ع ص ) ناقه کلانسال دندان ریخته. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( در مذکر اجعم گفته نمیشود ). || ( اِ ) دبر. کون. ( منتهی الارب ). جعباء. جعباءة. جعباة. || زنی که عقلش از کلانسالی رفته باشد. ( منتهی الارب ).

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز