جرکانی

لغت نامه دهخدا

جرکانی. [ ج َ ] ( اِخ ) یکی از طوایف ایل قشقایی ایران مرکب از دویست خانوار است. و در سه ده خسرو شیرین سکونت دارند. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 80 ).
جرکانی. [ج َ ] ( اِخ ) محمدبن احمد مکنی به ابوالرجاء. یکی از حفاظ مشهور بود. وی از ابوبکر محمدبن ریده و ابوطاهرمحمدبن احمدبن عبدالرحیم کاتب و کسانی که در این طبقه اند، حدیث استماع کرد و در حدود سال 514 هَ. ق. درگذشت. این کلمه منسوب است به جرکان از دیه های اصفهان. ( از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب شود.
جرکانی. [ ج َ ] ( اِخ ) محمدبن محمدبن معروف مکنی به ابوالعباس. خطیبی بود بجرکان. وی مستملی ( محرر ) ابوبکر اسماعیلی بود. ( از معجم البلدان ). و رجوع به لباب الانساب شود.

فرهنگ فارسی

محمد بن محمد بن معروف مکنی به ابوالعباس خطیبی بود بجرکان. وی مستملی ابوبکر اسماعیلی بود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز