جرامیز

لغت نامه دهخدا

جرامیز. [ ج َ ] ( ع اِ ) ج ِ جرموز، به معنی گرگ بچه نر. ( از منتهی الارب ). || گویا ج ِ جرموز به معنی حوض کوچک است. حوضچه. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ). || اعضا. ( منتهی الارب ). اعضای انسان. ( معجم البلدان ). || حوض دوجانب برآورده. ( منتهی الارب ). حوضی که در زمین پست یا باغ بسازند چنانکه دو کرانه برآمده باشد. ( از اقرب الموارد ) || چاه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جرامیز. [ ج َ ] ( اِخ ) بنو جَرانیز؛ نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. ( از منتهی الارب ).
جرامیز. [ ج َ ] ( اِخ ) موضعی است به یمامه. ( معجم البلدان ):
تحمل من ذات الجرامیز اهلها
و قلص عن نهی القرینة حاضره
تربعن روض الحزن حتی تعاورت
سهام السفا قریانه و ظواهره مضرس بن ربعی ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

موضعی است بیمامه

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز