تهادم
متضادها
حقیقت، واقعیت
لغت نامه دهخدا
تهادم. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) باهم رایگان ومباح کردن خون را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تهادر. ( اقرب الموارد ). رجوع به تهادر شود.
فرهنگ فارسی
با هم رایگان و مباح کردن خون را تهادر
حقیقت، واقعیت
تهادم. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) باهم رایگان ومباح کردن خون را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تهادر. ( اقرب الموارد ). رجوع به تهادر شود.
با هم رایگان و مباح کردن خون را تهادر