لغت نامه دهخدا
تفاؤل. [ ت َ ءُ ] ( ع مص ) فال گرفتن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). فال نیک گرفتن. ( آنندراج ). خلاف تطیر. ( از اقرب الموارد ). تفاءُل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تفاءُل و تفؤل شود.
تفاؤل. [ ت َ ءُ ] ( ع مص ) فال گرفتن بچیزی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). فال نیک گرفتن. ( آنندراج ). خلاف تطیر. ( از اقرب الموارد ). تفاءُل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تفاءُل و تفؤل شود.
( اسم ) آب دهن که از اثر مز. چیزی بهم رسد آب دهن تف خدو کفک.
فال گرفتن بچیزی