لغت نامه دهخدا
غیابه. [ ت َغ ْ ] ( ع مص ) غایب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نهان گردانیدن و ناپدید کردن،یقال: غیبه ُ غیابه ُ؛ ای دفن فی قبره. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
غیابه. [ ت َغ ْ ] ( ع مص ) غایب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نهان گردانیدن و ناپدید کردن،یقال: غیبه ُ غیابه ُ؛ ای دفن فی قبره. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).