تغماض
مترادفها
چشمپوشی، چشم بستن
متضادها
گشودن، باز کردن
لغت نامه دهخدا
تغماض. [ ت َ ] ( ع مص ) ما اکتحلت تغماضاً؛ یعنی نخوابیدم. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اغتماض شود.
چشمپوشی، چشم بستن
گشودن، باز کردن
تغماض. [ ت َ ] ( ع مص ) ما اکتحلت تغماضاً؛ یعنی نخوابیدم. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اغتماض شود.