ترگل ورگل

لغت نامه دهخدا

ترگل ورگل. [ ت َ گ ُ وَ گ ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) در تداول عامه تر و تازه. تر و تمیز. خوش و خرم

فرهنگ معین

(تَ گُ وَ گُ ) (ص مر. ) سرزنده، شاداب، با طراوت، زیبا، آراسته.

فرهنگ فارسی

در تداول عامه تر و تازه تر و تمیز.

جمله سازی با ترگل ورگل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تمام مدت در مورد موضوعات بی‌اهمیت و ترگل ورگل صحبت می‌کرد و اجازه نمی‌داد بحث اصلی در مورد حل مشکلات اقتصادی کشور پیش برود.

💡 مدیر جدید شرکت به جای تمرکز بر روی برنامه‌های استراتژیک، مدام در حال طرح کردن ایده‌های ترگل ورگل و بی‌اساس بود که وقت همه را گرفت.

💡 ما باید از این همه حرف‌های ترگل ورگل و بی‌هوده دوری کنیم تا بتوانیم بر روی اهداف اصلی و واقعی زندگی خود در این مسیر متمرکز شویم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران