لغت نامه دهخدا
تخاطیط. [ ت َ ] ( ع اِ ) در شاهد زیر بمعنی خطوط چهره آمده است: و کان [ هرمس ] رجلاً آدم اللون، تام القامة، اجلح، حسن الوجه، کث اللحیة، ملیح التخاطیط. ( عیون الانباء ج 1 ص 16 ).
تخاطیط. [ ت َ ] ( ع اِ ) در شاهد زیر بمعنی خطوط چهره آمده است: و کان [ هرمس ] رجلاً آدم اللون، تام القامة، اجلح، حسن الوجه، کث اللحیة، ملیح التخاطیط. ( عیون الانباء ج 1 ص 16 ).
بمعنی خطوط چهره آمده است