تثبط

لغت نامه دهخدا

تثبط. [ ت َ ث َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) درنگی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). تثبط از امری؛ بازایستادن ازآن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بازایستادن. ( آنندراج ). تثبت. || تثبط بر امری؛ واقف شدن برآن. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ثَ بُّ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - وقوف داشتن بر کاری. ۲ - باز ایستادن از کاری، توقف و فروماندن.

فرهنگ فارسی

۱- ( مصدر ) وقوف داشتن بر کاری. ۲- باز ایستادن از کاری توقف و فرو ماندن.

ویکی واژه

وقوف داشتن بر کا
باز ایستادن از کاری، توقف و فروماندن.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز