تته پته کردن

مترادف‌ها

تردید کردن، مکث کردن، لکنت گرفتن

متضادها

قاطع بودن، شمرده سخن گفتن

لغت نامه دهخدا

تته پته کردن. [ ت ِ ت ِ پ ِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به تته پته افتادن. لکنت بیان. رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

به تته پته افتادن لکنت بیان

جمله سازی با تته پته کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی او مجبور شد در برابر جمعیتی بزرگ سخنرانی کند، شروع به تته پته کردن کرد و کلمات را به درستی و با اعتماد به نفس ادا نمی‌کرد.

💡 شاهد بودم که او هنگام پاسخ دادن به سوالات سخت استاد، با تته پته کردن سعی داشت حقیقت را پنهان کند، اما مشخص بود که بسیار مضطرب است.

💡 او از ترس برخورد با مدیر خود، هنگام توضیح علت تأخیر، شروع به تته پته کردن کرد که نشان‌دهنده عدم اطمینان او به صحبت‌هایش بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران