لغت نامه دهخدا
تبله کردن. [ ت َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تبله شدن گچ یا کاهگل. برآمدن از جا. جدا شدن و ریختن.
تبله کردن. [ ت َ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تبله شدن گچ یا کاهگل. برآمدن از جا. جدا شدن و ریختن.
تبله شدن گچ یا کاهگل بر آمدن از جا جدا شدن و ریختن.