تبضع

مترادف‌ها

تجارت، خرید و فروش

متضادها

بیع، فروش

لغت نامه دهخدا

تبضع. [ ت َ ب َض ْ ض ُ ] ( ع مص ) رفتن عرق. ( تاج المصادر بیهقی ). روان شدن خوی. رجوع به تبصع شود. || شکافته شدن جلد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط