تاثیم
متضادها
ثواب، پاداش
لغت نامه دهخدا
تأثیم. [ ت َءْ ] ( ع مص ) به بزه منسوب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( زوزنی ). گفتن کسی را که تو گناه کردی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). به گناه نسبت کردن. ( آنندراج ). به بزه نسبت کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ). || گناه و کاری که حلال نبوده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ): هر دو منزه از لغو تأثیم. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 449 ).
فرهنگ معین
( تأثیم ) (تَ ) [ ع. ] (مص م. ) کسی را به گناه نسبت دادن.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَأْثِیمٌ: گناهکاری- گناه
ریشه کلمه:
اثم (۴۸ بار)
جمله سازی با تاثیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث فقهی و حقوقی، بحث درباره تاثیم و چگونگی نسبت دادن گناه به دیگران نیازمند دقت بسیار بالا و بررسی دقیق منابع شرعی و روایی است.
💡 او سعی داشت با سخنان گمراهکننده خود، نوعی تاثیم بر مؤمنان ایجاد کند تا آنها را از مسیر درست و راه هدایت و ایمان دور سازد.
💡 کارشناسان دین معتقدند که هرگونه تلاش برای تاثیم بیمورد، میتواند منجر به ایجاد شک و تردید در میان پیروان مذهب و آسیب زدن به وحدت آنها شود.