بطریقوس

لغت نامه دهخدا

بطریقوس. [ ب ِ ] ( معرب، اِ ) بطریق بمعنی زاهد ترسایان:
کنم در پیش بطریقوس اعظم
ز روح القدس ابن و اب مجا را.خاقانی.رجوع به بطریق شود.