برنگاریدن

لغت نامه دهخدا

برنگاریدن. [ ب َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) ( از: پیشوند بر + مصدر نگاریدن ) نگاشتن. نقش کردن:
بر او برنگارید جمشید را
پرستنده ماه و خورشید را.دقیقی.رجوع به نگاریدن و نگاشتن و برنگاشتن شود.

جمله سازی با برنگاریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برنگاریدنِ دقیق و واقعی وقایع تاریخی در کتاب‌های مرجع، می‌تواند باعث ایجاد سوءتفاهم‌های بسیار بزرگ و تغییر دیدگاه نسل‌های آینده نسبت به گذشته شود.

💡 هدف اصلی نویسنده در این اثر، صرفاً برنگاریدنِ داستان‌های تخیلی، بلکه ثبت دقیق و واقعی تمام واقعیت‌های موجود در جامعه بود که نیاز به بررسی داشت.

💡 برنگاریدنِ جزئیات مهم و کلیدی در گزارش‌های رسمی، می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های اشتباه و آسیب‌های جبران‌ناپذیری در روند مدیریت صحیح سازمان‌ها گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران