لغت نامه دهخدا
( برآراستن ) برآراستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) آراستن. رجوع به همین کلمه شود.
( برآراستن ) برآراستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) آراستن. رجوع به همین کلمه شود.
( بر آراستن ) آراستن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بباید ز همت مدد خواستن طلسمی به حکمت بر آراستن
💡 به هنگام لشکر بر آراستن ز لشگر نباید مدد خواستن