برادرنده تصویر معنی برادرنده لغت نامه دهخدا برادرنده. [ ب َ دَ رَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) بَرادَرَنْگَر. برادراندر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برادراندر شود. کلمات مرتبط بر اندر برادندر بورکند گزارش محتوای نامناسب