ایجاء

مترادف‌ها

ایجاد، انجام دادن، برپا داشتن

متضادها

عدم

لغت نامه دهخدا

ایجاء. ( ع مص ) ( از «وج ی » ) بخشیدن. ( منتهی الارب ). عطا کردن. ( از اقرب الموارد ). || زفتی کردن. از اضداد است. ( منتهی الارب ). بخل. ( از اقرب الموارد ). || سوده گردانیدن سم ستور را. ( منتهی الارب ). || بی صید بازگشتن شکاری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || وجاء فروختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عکوم ( جامه دان ) کوچک فروختن. ( از اقرب الموارد ). || در زمین درشت رسیدن چاه کن و آب برنیاوردن. || اعراض نمودن. || برکشیدن: اوجی عن کذا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بی خیر یافتن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( از «وج ء» ) دور کردن و یکسو گردانیدن. || بی میل و مقصود بازگردیدن. || سپری شدن آب چاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با ایجاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای ایجاء و اجرای دقیق قراردادهای بین‌المللی، کشورها باید تمامی قوانین و توافق‌نامه‌های مربوط به حقوق تجارت جهانی را رعایت کنند.

💡 هدف اصلی این دستورالعمل، ایجاء نظم و انضباط در محیط‌های کاری است تا هر فرد بتواند وظایف خود را به درستی انجام دهد.

💡 تلاش دولت‌ها برای ایجاء عدالت اجتماعی و کاهش شکاف اقتصادی، از اولویت‌های اصلی در برنامه‌های توسعه بلندمدت بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران