انکلیس
مترادفها
انگلستان
لغت نامه دهخدا
انکلیس. [ اَ ک َ ] ( ع اِ ) مارماهی. ( منتهی الارب ) ( تذکره داود ضریر انطاکی ) ( ناظم الاطباء ) ( از المعرب جوالیقی ص 338 ). انقلیس. جری. جریث. حنکلیس. جنکلیز. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مار ماهی. انقلیس. جری