امعاض

لغت نامه دهخدا

امعاض. [ اِ ] ( ع مص ) خشمناک کردن و دشوار نمودن کار بر کسی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). خشمناک کردن و بدرد آوردن. ( از اقرب الموارد ). || سوختن. ( بمعنی متعدی آن ). ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سوزانیدن. ( از اقرب الموارد ).

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز