افداء
مترادفها
فدا کردن، ایثار، قربانی کردن
لغت نامه دهخدا
افداء. [ اِ ] ( ع مص ) رقصانیدن پسر خود را. || انبار ساختن برای خرما. || فروختن خرما را. || بزرگ جسم گردیدن. || پذیرفتن سربهای بندی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال: افداه الاسیر؛ اذا قبل منه فدیته. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با افداء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رزمندگان وطن با روحیه بزرگ افداء خود، در برابر دشمنان بیرحم ایستادند تا بتوانند امنیت و آرامش را برای نسلهای آینده و فرزندان خود تضمین کنند.
💡 در داستانهای حماسی که برای کودکان روایت میشود، مفهوم افداء برای رسیدن به عدالت و برقراری صلح در میان سرزمینهای مختلف، بسیار پررنگ و مهم است.
💡 برخی از دانشمندان بزرگ تاریخ، تمام عمر خود را وقف تحقیق و مطالعه کردند و نوعی افداء علمی را برای پیشرفت دانش بشری و بشریت انجام دادند.