اعیب

مترادف‌ها

عیب، نقص، کاستی

متضادها

مزایا، کمالات، فضایل

لغت نامه دهخدا

اعیب. [ اُ ی َ ] ( اِخ ) موضعی است به یمن. و هو فُعَیل یا افعل. ( منتهی الارب ).یاقوت آرد: از ابوالحسین بن زنجی از نحویان بصره نقل است که در زبان عرب کلمه ای بر وزن فُعیَل نیست بجز «اعیب » و آن نام موضعی است به یمن. و بعقیده من [ یاقوت ] تصحیفی روی داده و بر وی اشتباه شده است و معروف بر این وزن کلمه «عُلیَب » است که موضعی است در راه یمن. و ذکر آن در بیت زیر از ابودَهبل آمده است:
فما ذرّ قرن الشمس حتی تبیّنت
بعلیب نخلا مشرفاً و مخیّما.( از معجم البلدان ).

جمله سازی با اعیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک کارشناس خبره می‌تواند با بررسی دقیق قطعات، تمام اعیب و نواقص موجود در سیستم پیچیده موتور خودرو را شناسایی و آن‌ها را اصلاح کند.

💡 در نقد ادبی، منتقدان تلاش می‌کنند تا علاوه بر بیان نقاط قوت، به اعیب و ضعف‌های ساختاری اثر نیز برای خوانندگان و مخاطبان اشاره کنند.

💡 برای رسیدن به کمال، انسان باید ابتدا بتواند اعیب و کاستی‌های درونی خود را بشناسد و برای بهبود شخصیت خود تلاش‌های بسیار جدی انجام دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران