لغت نامه دهخدا
اشونت. [ اَ ش َ ] ( اوستایی، ص ) کلمه اوستایی بمعنی پاک، مقدس. رجوع به یشتها ص 32 و 604، و اشون شود.
اشونة. [ اُ ن َ ] ( اِخ ) ( حصن... ) اشوقه. نام شهری به اسپانیا میان استجه و شلبره. ( ابن جبیر ). قلعه ایست در اندلس از نواحی استجه. ( مراصد ). و سلفی گوید حصنی است مجاور قرطبه. ( از معجم البلدان ). و رجوع به فهرست حلل السندسیة و قاموس الاعلام ج 2 ص 989، و اشوقه شود.