لغت نامه دهخدا
اسطاسیوس. [ اُ ] ( اِخ ) صاحب مجمل التواریخ و القصص او را از پادشاهان روم پس از اسطینوش یاد کند و گوید: ملکت اسطاسیوس دو سال بود. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ). و در تاریخ حمزه، اسطاسینوس آمده. ( مجمل التواریخ و القصص ج 4 ص 137 ).
اسطاسیوس. [ اُ ] ( اِخ ) صاحب مجمل التواریخ و القصص او را از پادشاهان روم پس از اسطینوش یاد کند و گوید: ملکت اسطاسیوس دو سال بود. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ). و در تاریخ حمزه، اسطاسینوس آمده. ( مجمل التواریخ و القصص ج 4 ص 137 ).