ارص تصویر معنی ارص لغت نامه دهخدا ارص. [ اَ رَص ص ] ( ع ص ) آنکه دندانها نزدیک یکدیگر دارد. تنگ دندان. آنکه دندان بهم پیوسته دارد. الص. ناگشاده دندان. مؤنث: رَصّاء. ج، رُص. ( مهذب الاسماء ). فرهنگ فارسی تنگ دندان آنکه دندانهای بهم پیوسته دارد کلمات مرتبط اثعل اعصل ارتصاع مرتصف