احاقه

واژه «احاقه» در زبان عربی و فارسی ادبی از ریشه «ح‌ و ‌ق» گرفته شده است و در اصل به معنای احاطه کردن، فراگرفتن، دربر گرفتن و چیره شدن از همه جوانب بر چیزی یا کسی به کار می‌رود. این واژه معمولاً زمانی استفاده می‌شود که امری، شخصی یا وضعیتی به گونه‌ای کامل بر چیز دیگری مسلط شده و آن را از هر سو در برگرفته باشد. در متون دینی، تاریخی و ادبی، «احاقه» اغلب برای بیان فرارسیدن پیامدهای اعمال انسان و بازگشت نتیجه کردارها به خود او مورد استفاده قرار گرفته است. برای نمونه، در تعبیر «اَحاقَ بِهِم» منظور این است که عذاب، مجازات، پیامد یا حادثه‌ای آنان را از هر طرف فرا گرفت و راه گریزی برایشان باقی نگذاشت. یکی از کاربردهای مشهور این واژه در عبارت «اَحاقَ اللهُ بِمَکْرِهِمْ» دیده می‌شود که مفهوم آن این است که خداوند مکر و نیرنگ بداندیشان را به خودشان بازگرداند و آنان در دام اعمال خویش گرفتار شدند. از این رو، احاقه تنها به معنای احاطه فیزیکی نیست، بلکه می‌تواند بیانگر احاطه معنوی، روانی، اخلاقی یا حتی سرنوشت‌ساز نیز باشد. در بسیاری از متون کهن، این واژه برای توصیف شرایطی به کار رفته است که فرد یا گروهی به سبب رفتار و کردار خود، در محاصره نتایج اعمالشان قرار می‌گیرند. از نظر معنایی، احاقه با واژه‌هایی مانند فراگیری، دربرگیری، احاطه و چیرگی ارتباط نزدیک دارد، اما معمولاً بار معنایی عمیق‌تر و رسمی‌تری را منتقل می‌کند. به طور کلی، این کلمه به معنای فرا گرفتن و احاطه یافتن کامل بر چیزی است و در کاربردهای ادبی و دینی، بیشتر به وضعیتی اشاره دارد که پیامد یک عمل یا رویداد، فرد یا گروهی را به طور کامل در بر می‌گیرد و بر آنان مسلط می‌شود.

لغت نامه دهخدا

( احاقة ) احاقة. [ اِ ق َ ] ( ع مص ) اِحاقت. احاطه کردن به. || احاق اﷲ بمکرهم؛ فرودآورد خدای بر آنان مکرشان را: همگنان را به احاقت مکر و اذاقت غدر خویش منکوب و منحوب گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

احاطه کردن به