ابگینه گری
مترادفها
شیشهگری
لغت نامه دهخدا
( آبگینه گری ) آبگینه گری. [ ن َ / ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل ساختن آبگینه. || ( اِ مرکب ) جای ساختن آبگینه. زجّاجی.
فرهنگ فارسی
( آبگینه گری ) ۱ - عمل و شغل آبگینه گر ساختن آبگینه ۲ - جای ساختن آبگینه کارخانه ای که در آن آبگینه سازند.
عمل ساختن آبگینه
جمله سازی با ابگینه گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنر ابگینه گری شامل فرآیند ذوب کردن شیشه در دمای بسیار بالا و سپس شکل دادن به آن با استفاده از ابزارهای مخصوص است.
💡 در صنایع دستی ایران، هنر ابگینه گری با استفاده از رنگهای متنوع، ظرافت و زیبایی خاصی را به محصولات شیشهای میبخشد.
💡 آموزش مهارتهای ابگینه گری به نسلهای جدید، به حفظ این هنر باستانی و زیبا در میان هنرمندان و صنایع دستی کمک میکند.