یکسونه
لغت نامه دهخدا
یکسونه. [ ی َ / ی ِ ن َ /ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) به معنی یکسون است که برابر باشد. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). یکسان. ( اوبهی ). مساوی. هموار. ( ناظم الاطباء ). || همیشه و بردوام. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). و رجوع به یکسون شود.
فرهنگ فارسی
به معنی یکسون است که برابر باشد یکسان
جمله سازی با یکسونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شنیدن آن صدای یکسونه و تکراری در طول مسیر طولانی جاده، باعث شد تا راننده به شدت احساس خستگی و بیحوصلگی در طول سفر کند.
💡 روند رشد اقتصادی این کشور در سالهای اخیر به صورت یکسونه و با سرعت بسیار کم پیش رفته است که باعث نگرانی کارشناسان شده است.
💡 او تمام مدت جلسه را با همان لحن یکسونه و بدون هیچ تغییر احساسی صحبت کرد، که باعث شد شنوندگان به سرعت تمرکز خود را از دست بدهند.