لغت نامه دهخدا
یک لفظ. [ ی َ / ی ِ ل َ ] ( ص مرکب ) متحدالکلمه. یک سخن. هم قول:
همه اندر ثنای من یک لفظ
همه اندر هوای من یکسان.مسعودسعد ( دیوان ص 382 ).
یک لفظ. [ ی َ / ی ِ ل َ ] ( ص مرکب ) متحدالکلمه. یک سخن. هم قول:
همه اندر ثنای من یک لفظ
همه اندر هوای من یکسان.مسعودسعد ( دیوان ص 382 ).
متحد الکلمه یک سخن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیمی به تحفه بر تو فشانم ز عمر خویش گر یابم از زبان تو یک لفظ درفشان
💡 ما را نبود مقدور، توصیف تو از آن رو کز دفتر مدح تو، یک لفظ بود قرآن
💡 سهم یک حرف ز علم تو فزون تر ز بحور وزن یک لفظ ز حلم تو گران تر ز جبال
💡 نی نی از غیرت من نیست روا این یک لفظ کاندر آن چهرهٔ پرنور و لب چون شکرش
💡 در جهانی وز جهان افزونتری گویم که چون همچو صد معنی که در یک لفظ موجز مضمر است
💡 به یک اشارت و یک لفظ او شود آسان هر آنچه دهر بر آزادگان کند دشوار