یوختن
مترادفها
سوختن، از بین رفتن، نابود شدن
متضادها
منجمد شدن، سخت شدن
لغت نامه دهخدا
یوختن. [ ت َ ] ( مص ) جستن. جستجو کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یوز شود.
سوختن، از بین رفتن، نابود شدن
منجمد شدن، سخت شدن
یوختن. [ ت َ ] ( مص ) جستن. جستجو کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به یوز شود.