ینکف
مترادفها
خودداری میکند، باز میایستد
متضادها
ادامه میدهد، پیش میرود
لغت نامه دهخدا
ینکف. [ ی َ ک َ ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان حِمْیَر بود. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از پادشاهان حمیر بود
خودداری میکند، باز میایستد
ادامه میدهد، پیش میرود
ینکف. [ ی َ ک َ ] ( اِخ ) نام یکی از پادشاهان حِمْیَر بود. ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ).
نام یکی از پادشاهان حمیر بود