یغمای قمی تصویر معنی یغمای قمی لغت نامه دهخدا یغمای قمی. [ ی َ ی ِ ق ُ ]( اِخ ) به شیرین تکلمی موصوف بود. بیت زیر از اوست:به چنگال هما نگذاشت مشت استخوان من سگ کویش به جا آورد رسم آدمیت را.( از صبح گلشن ص 616 ). کلمات مرتبط موقری یصم قمیری ژاژیدن ام ضیغم فگاری هزیم