یروع
مترادفها
میترساند، وحشتزده میکند
متضادها
آرام میکند
لغت نامه دهخدا
یروع. [ ی َ ] ( ع اِ ) ترس و هول و خوف. ( ناظم الاطباء ). ترس و بیم، لغت ردی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هراس. ( یادداشت مؤلف ).
میترساند، وحشتزده میکند
آرام میکند
یروع. [ ی َ ] ( ع اِ ) ترس و هول و خوف. ( ناظم الاطباء ). ترس و بیم، لغت ردی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). هراس. ( یادداشت مؤلف ).