لغت نامه دهخدا
یحج. [ ی َ ح ُج ج ] ( اِخ ) شهرت موسی بن ابی حاج فقیه، مکنی به ابوعمران. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به موسی بن ابی حاج شود.
یحج. [ ی َ ح ُج ج ] ( اِخ ) شهرت موسی بن ابی حاج فقیه، مکنی به ابوعمران. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به موسی بن ابی حاج شود.