یتمش

لغت نامه دهخدا

یتمش. [ ی َ م ِ ] ( ترکی، ص ) در ترکی به معنی رسیده ( یت به معنی رسید و مش به کسر میم به جای هاء علامت مفعول ). ( آنندراج ). در ترکی آذربایجانی یِتمِش و یِتِشمَش گویند.

فرهنگ فارسی

در ترکی بمعنی رسیده در ترکی آذربایجانی یتشمش گویند

جمله سازی با یتمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در هنگام غروب خورشید، گردشگران در مسیرهای ساحلی یتمش می‌کنند تا از منظره‌ی بی‌نظیر دریا و تلاطم امواج در آن ساعت زیبا لذت کامل ببرند.

💡 کودکان در حیاط مدرسه با شادی و هیجان یتمش می‌کنند و صدای خنده‌هایشان فضای محیط را پر کرده است تا همه‌ی معلمان را به خود جذب کند.

💡 پیرمرد با قدم‌هایی آهسته و شمرده در کوچه‌های قدیمی شهر یتمش می‌کند تا خاطرات روزهای خوش گذشته را در ذهن خود مرور نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران