یبرین
متضادها
بیمار میشوند
لغت نامه دهخدا
یبرین. [ ی َ ] ( اِخ ) ریگستانی است نزدیک یمامه که اطراف آن معلوم نیست. و آن راابرین نیز نامند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
بیمار میشوند
یبرین. [ ی َ ] ( اِخ ) ریگستانی است نزدیک یمامه که اطراف آن معلوم نیست. و آن راابرین نیز نامند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).