گیج و گنگ

مترادف‌ها

منگ، گیج، سردرگم، مات و مبهوت

متضادها

هوشیار، شفاف، روشن

لغت نامه دهخدا

گیج و گنگ. [ ج ُ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) حیران و بی زبان. سرگشته و خاموش.

فرهنگ فارسی

حیران سرگشته.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران