گیانا

لغت نامه دهخدا

گیانا. ( اِ ) گیان. عناصر اربعه. ( فرهنگ شعوری ج 2 ص 308 ). آخشیج. ظاهراً مصحف کیانا باشد. رجوع به همین کلمه شود:
همه آزادگی است همت او
قهر کرده ست مر گیانا را.امیرخسرو ( از فرهنگ شعوری ).

فرهنگ فارسی

وگیان. عناصر اربعه.