گوله گوله
مترادفها
گوله شده، گرد شده، متراکم
متضادها
پراکنده، پخش و پلا
لغت نامه دهخدا
گوله گوله. [ ل َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه. واقع در 30000 گزی شمال خاوری تکاب و 6000 گزی خاور راه ارابه رو نصرت آباد به تکاب. دره و هوای آن معتدل میباشد و سکنه آن 172 تن است. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، کرچک و حبوبات است و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان گلیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان احمد آباد بخش تکاب شهرستان مراغه واقع در ۳٠٠٠٠ گزی شمال خاوری تکاب و ۶٠٠٠ گزی خاور راه ارابه رو نصرت آباد به تکاب.