گوله کردن
مترادفها
گرد کردن، جمع کردن
متضادها
باز کردن، پخش کردن، صاف کردن
لغت نامه دهخدا
گوله کردن. [ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به گلوله کردن شود.
گرد کردن، جمع کردن
باز کردن، پخش کردن، صاف کردن
گوله کردن. [ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به گلوله کردن شود.