گوریده
کلمه گوریده در لغتنامهها به معنای «ژولیده»، «آشفته» و «درهم و برهم» آمده است، مخصوصاً در توصیف چیزی که نظم و ترتیبش از بین رفته است، مانند موی ژولیده یا ریسمانی که گره خورده باشد.
وقتی میگویند چیزی «گوریده» است، منظور این است که تمیز و مرتب نیست، اجزایش در هم تنیده یا نامنظم شدهاند. این واژه بیشتر در توصیفات بصری و موئی به کار میرود، مثلاً موی بینظم، ریسمانی گرهخورده یا ابریشم در هم پیچیده.
در عبارت «بهم گوریدن»، معنای ترکیبی این است که اجزا به هم آمیخته و چنان در هم رفتهاند که جدا کردنشان دشوار میشود. مثلاً در هم بودن نخها یا وسایل مختلفی که با هم درگیر شدهاند، «بهم گوریده» خوانده میشوند.
مترادفها
مرده، فانی، از دنیا رفته
لغت نامه دهخدا
گوریده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) ژولیده. آشفته. درهم و برهم، چنانکه موی یا ریسمان و ابریشم و جز آن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(دَ یا دِ ) (اِمف ) آشفته، درهم و برهم.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آشفته درهم و برهم.